من بیشتر از آن گوشه ی دنج
آن گوشه ی مهربان که عطر چای در فضا می پیچد
و طراوت داغ ِ چای در فنجان سرازیر می شود
کنجی نمی خواهم.
.
من بیشتر از آن سقف بلند
که تو و مهربانی ات در آن خیمه زده اند
و سایه سار نوازشت را ارزانی ام می کنند
پناهی نمی خواهم.
.
من بیشتر از آن لحظه ی آرام
که عمق حضورت زیر پوست انگشتانم بازی میکند
ساعتی نمی خواهم.
.
مرا به عطر چای گرمی که در سیاه چادرت می پیچد مهمان کن
که من جز نوازش سایه ی مهربانت، آفتابی نمی خواهم.
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386;ساعت 10:39; توسط خادم العباس;
|

